کلوت

Aftab Kalout Eco Tour & Travel co

شهر طبس

طَبَس (تبس)،
مرکز شهرستان طبس، شهری کویری است در غرب استان خراسان جنوبی ایران.شهرستان طبس تا تیرماه سال ۱۳۳۹، یکی از بخش‌های سه‌گانهٔ شهرستان فردوس بود که در این سال از فردوس جدا شده و به‌صورت شهرستان مستقل درآمد. 
شهر طبس در منطقه‌ای با آب و هوای بیابانی واقع شده‌است. ارتفاع شهر طبس از سطح دریا حدود ۶۹۰ متر است. در شرق شهر طبس رشته‌کوه بلندی به نام رشته کوه شتری قرار گرفته که ضلع شرقی چاله بزرگ طبس را تشکیل می‌دهد. شهرستان طبس ۵۵ هزار و ۴۶۰ کیلومتر مربع مساحت دارد.
 معادن غنی ذغال‌سنگ این شهرستان حاکی از وجود جنگل‌های انبوه و دریاچه‌های بزرگ در گذشته‌های دور در این منطقه می‌باشد. این معادن، طبس را در ردیف یکی از غنی‌ترین مناطق کشور به لحاظ ثروت ملی قرار داده‌است.

علت نامگذاری و تاریخچه
بعضی گفته‌اند نام آنجا تب بس بوده است تب در فارسی به معنی حرارت و داغی است. یعنی بسی داغ. عده‌ای نیز نام آن را به زبان‌های سلوکیان مرتبط دانسته‌اند. ناصر خسرو در سفر نامه این شهر را طبس گیلکی خوانده است.
طبس در زمین‌لرزه شهریور ۱۳۵۷ به طور کامل نابود شد و بعد از آن بازسازی‌هایی در آن انجام شد
آب طبس از یک‌پارچه شدن چشمه‌های پرشماری که از راه یک قنات به این شهر آورده می‌شوند و در جایی به نام «فره‌ونگ» از زیر زمین بیرون می‌آیند تأمین می‌شود. این آب در راه خود به خاطر شیب طبیعی زمین چند آسیاب را نیز به راه می‌اندازد. این آب در قدیم پس از آبیاری و گذر از باغ گلشن، وارد شهر شده و باغ‌های و محله‌ها را آبیاری می‌کند و آب‌انبارها را پر از آب می‌نماید.
طبس در ۲۹ تا ۳۰ قمری به‌دست عرب‌ها اشغال شد و تاریخ‌نگاران سده‌های آغازین اسلامی همواره از آن به عنوان جایی که درختان نخل و مرکبات دارد یاد کرده‌اند.
بر اساس مستنداتی که هرودوت تاریخ نویس، ارائه نموده و به نقل از جلد اول کتاب سرزمین خورشید ترجمه استاد ذبیح‌الله منصوری، میت ری داتس از جمله موبدان زرتشتی بوده که در طبس می‌زیسته و به عنوان ناپدری کورش کبیر وی را در همین منطقه تا سن شانزده سالگی تربیت و بزرگ نمود.
طبس (تببس) در دوره نهضت اسماعیلیان یکی از مراکز مهم اسماعیلیان خراسان بود. از نوشته‌های سفرنامه‌نویسان این‌گونه برمی‌آید که باغ‌های طبس به جز قلعه‌باغ و باغ کلج قدمتی بیش از دوره افشاریان ندارند.
 خیابان گلشن در پایان دورهٔ زندیان و هنگامی که لطف‌علی خان زند به طبس می‌آید و به پیشنهاد او تأسیس شد.
 شهرستان طبس قدمتی سه هزار ساله در تاریخ خراسان دارد و از لحاظ فرهنگی و گویشی شباهت‌های فراوانی با مردم استان خراسان رضوی دارا است . اولین اقوام ساکن طبس و در واقع اجداد طبسی ها دامدار و در غارهای مجاور چشمه سارها ساکن بوده اند که هنوز آثاری از آنان باقی است. در دوره هخامنشیان و قبل از آن طبس مرزبان نشین تابع ایالت شاه نشین پارت (خراسان بزرگ) بوده است.
در دوره اشکانیان طبس پادگان نظامی مهم مرزهای غربی آنان محسوب می شد و گاهی دست بدست می شده است. در زمان سلوکیان طبس از نفوذ فرهنگی و یورش نظامی آنها بدور ماند و در عین حال به پادگان بزرگ نظامی ایزد خواست (یزد) باج (مالیات) می داد و در دوره ساسانیان طبس همانند دوره هخامنشیان بود. یزدگرد سوم آخرین امپراطور ساسانی در گریز به سمت مرو چند ماه در طبس اردو زد.
در تمام طول این مدت طبس به عنوان پل ارتباطی شرق ـ شمال شرق با غرب بوده، یعنی راه مهم و سوق الجیشی پارت و هگمتانه و شوش و بین النهرین به پاسارگاد از طبس می گذشته و راهدارها در رباط ها و چاپارخانه های بسیاری در مسیر آن احداث شده بود که بقایای برخی موجوداست.
در سالهای ۲۹ هجری قمری سپاه اعراب مسلمانان به فرماندهی عبدالله بن بدیل خزاعی از شمال غرب طبس وارد و قلعه چارده (جوخواه امروز) را متصرف شدند و آماده نبرد با سپاه طبس می شدند. مردم طبس صلح خواستند و با ۶۰۰۰۰ درهم خراج سالیانه صلح گردید. این فتح موجب مسرت فراوان عمر بن خطاب، خلیفه دوم شد و دولت ارشد طبس را بعنوان مطلع الفجر و دروازه خراسان نامیدند.
در زمان خلافت امیرالمؤمنین مردم طبس به اسلام گرویدند و آن حضرت خراج را به آنان بخشید. در زمان حکومت امویان و مروانیان وضع به همین منوال سپری شد در حالیکه مالیاتهای سختی از مردم گرفته می شده است. زیرا کویر سوزان و صعب العبور مرکزی یک مانع طبیعی و سخت برای عبور دادن لشکر و تجهیزات محسوب می شد. طبس از حمله مغول آسیبی ندید و پذیرای مهاجرین بسیار بوده است.
در زمان سلجوقیان، اسماعیلیان بر طبس استیلا یافته و قلاع محکمی در کوههای طبس ساختند. طبس در این زمان پایتخت اسماعیلیان قهستان بوده است و نیز مرکز آموزش فدائیان مطلق که مستقیماً از قلعه الموت دستور می گرفتند.
سیاحانی چند مثل ناصر خسرو قبادیانی (۴۴۵ هـ.ق.) در آن دوره از طبس بازدید و از زیبایی طبس و حکومت گیلک بن محمد به عظمت یاد کرده و از وجود امنیت بسیار و رعایت دقیق احکام شرع سخن به میان آوردند. با استیلای تیموریان طبس تابع حراست بوده و سپس با ضعف آن نظام ازبکهای مهاجم چندین بار به طبس یورش آورده و دختران و پسران بسیاری را به قتل رساندند. زیرا در برابر برده شدن و انتقال آنها به بین النهرین مقاومت می نمودند. در اوایل دوره صفویه مردم طبس سنتی و متعصب بودند و بسختی با شاه اسماعیل صفوی جنگیدند.
بالاخره سلطان شیردم خان از وی امان خواست و از فرماندهان عالی رتبه وی گردید و بعد به صفت بابرخان حاکم هند درآمد. طبس در دوره صفویه مستقیماً تحت نظارت اصفهان بر بلوک بزرگی از شرق کشور حکومت نمود و همواره گروهی قزلباش برای رفع حمله ازبکان و امنیت طریق الرضا (ع) (راه تجاری نظامی اصفهان ـ یزد ـ مشهد) در طبس مستقر بودند.
محمد افغان با حمایت مالی و تسلیماتی کمپانی هند شرقی (انگلستان) شهرهای شرقی ایران از جمله طبس را گرفت و سپس به کرمان و اصفهان رفت. طبس بعداً توسط نادرشاه از وجود مهاجمین افغانی پاکسازی و نامبرده حاکم جدیدی از اعراب شیبانی را در طبس به حکومت گمارد که ۷ نسل متوالی تا دوره پهلوی بر طبس حاکم بودند.
از وقایع مهم تاریخی دوران امرای شیبانی، می توان از مبارزات آنان سخن به میان آورد. در اوایل قرن ۱۳ هـ ق ایل شیبانی که با قاجار مخالفت می کردند جویمند (گناباد کنونی) و ترشیز (کاشمر کنونی) را گرفته و تا حدود سبزوار پیش رفتند و حاکم نشین طبس از آن دوره به بعد مشتمل بر قلمرو حکومتی شامل دستگردان، بشرویه، تون، بجستان، جویمند، (و احتمالا ترشیز) بوده است.
از میان امرای شیبانی، امیرحسن خان در عمران و آبادی طبس بسیار کوشید. تالار آیینه نشان، عمارات باشکوه و منبت کاری، استخرهای آب باشکوه با نوارهای چرخان و طلاکوب یا سیمکوب، باغها و کوشکهای باصفا، خیابان بندی طبس و کانال کشی انهار، هرس درختان بر اساس طرحهای هندی، احداث آب انبارها، احداث حمامهای بزرگ و تمیز و مساجد و تکایا و... از اقدامات وی و دولت یا اعقاب اوست.
در دوره معاصر که رضا شاه پهلوی (۱۳۲۰-۱۳۰۴) به قلع و قمع حکومتهای محلی پرداخت، حکومت بنی شیبان در طبس نیز منقرض گشت. در این دوران شکوه و عظمت طبس به فراموشی سپرده شد. گناباد، بجستان، تون (فردوس) و بشرویه از آن جدا شدند، از قلمرو آن کاسته شد، و با ایجاد تقسیمات کشوری جدید «حکومت» به «بخشداری» تنزل یافت. در سال ۱۳۱۶ خورشیدی، شهرستان بزرگی شامل طبس، بشرویه، فردوس، بجستان، گناباد و ترشیز (کاشمر) تاسیس شد. اگر چه در بین مناطق یاد شده، طبس از سابقه طولانی تری در حکومت برخوردار بود، اما دولت، گناباد را - به لحاظ واقع شدن در میانه این مجموعه و سه راهی مشهد-زاهدان-کرمان و نزدیکی به مرکز استان (مشهد)- به مرکزیت شهرستان انتخاب کرد.
سوغاتی های طبس
شیرینی های طبس مانند : روورکرده – قطاب – باقلوا- نان چایی – نان نخود و مرباهای بهار نارنج ، پوست پرتغال ؛ بالنگ ؛ پوست پسته ؛ نارنجوک و عرقیات گیاهان کوهی و محلی و سبزیجات معطر از سوغات طبس میباشد. سینی های مسی که عمدتا با طرح نخل و پلیکان و طرحهای ظریف و مینیاتوری است ،گلیم و فرش طبس در طرحها ی لچک ترنج- جوشقان- محرابی- دسته گلی- گنبدی- کف ساده- قاب قا بی- درختی- افشان و خشتی بافته میشود و بافته های حصیری از برگهای نخل ؛ از دیگر صنایع دستی و سوغات طبس محسوب میشود. سایر سوغات شهرستان عبارتند از (صیفی جات ، پسته ؛ گل نرگس ، انواع گیاهان داروئی ، شیره با ارزش آنغوزه ، نارنج- لیمو شیرین- پرتقال- نارنگی) خرما، خرمالو با عطر و طعم خاص و منحصر بفرد ،پسته ، بهار نارنج ، زعفران ، زیره سیاه ، عسل خاص وطبیعی طبس ، خاکشیر ، انواع مربا: (مربای بهار نارنج – مربای نارنجوک ( نارنج نارس و کوچک) – مربای بالنگ – مربای پوست پسته – مربای خرما و انجیر- مربای گوجه فرنگی ، نان: نون قرص(نان دایره ای شکل و خاص شهرستان) – تفتون (نان محلی)




طراحی سایت توسط کاسپید