جغرافیای ایران

1398/01/04


کوه ها محل سکونت یک دهم انسان ها هستند و یک پنجم سطح خشکی های زمین را می پوشانند و در 75 درصد کشورها وجود دارند. همه ی رودخانه های اصلی جهان از سرچشمه های کوهستانی تغذیه می شوند و بر همین اساس کوه ها تأمین کننده ی بیش از نیمی از آب تازه ی جهان هستند.

کوه ها بخش هایی از سطح زمین هستند که بر اثر عوامل طبیعی تغییر شکل یافته و از زمین های مجاور خود مرتفع‌ترند. کوه ها در طول دوران زمین-شناسی تشکیل شده، تکامل یافته و هم زمان تحت تأثیر فرسایش قرار گرفته‌اند. کوه¬ها در مقیاس وسیعی متنوع‌اند و از نظر جنس، ساختمان، سن و سایر مشخصات، با یکدیگر تفاوت دارند.

کوه ها در نتیجه ی تغییرات ناگهانی در سطح زمین به وجود آمده اند که قسمت عمده ی این تغییرات نیز میلیون ها سال پیش به وقوع پیوسته اند. کوه های چین خورده از لایه های سنگی ساخته شده اند که حاصل فشارهای جانبی بر پوسته ی زمین بوده و به صورت خمیده درآمده اند. در کوه های گنبدی شکل، لایه های سنگی به علت فشار زیاد همانند گنبدهای تاولی شکل به سطح زمین رانده شده و شکل گرفته اند. کوه های چین خورده قسمت اعظم و اصلی کوه های جهان را تشکیل می‌دهند.

در موارد دیگر، مواد تشکیل دهنده ی این کوه ها مواد مذاب داخل و مرکز زمین است که با فشار زیادی از مرکز کره ی زمین بالا آمده اند ولایه های سنگی سطح زمین را بالا رانده اند. کوه های آتشفشانی از گدازه ها، خاکستر و زغال نیم سوزی به وجود آمده اند که از هسته ی مرکزی زمین خارج شده اند. قسمت اعظم کوه های ناشی از آتشفشان در زیر دریاها قرار دارند که در بعضی موارد قله ی کوه از آب بیرون آمده است.

 کوه های گسلی یا قالب در اثر شکست گسل ها در پوسته ی زمین به وجود می آیند. در این کوه ها، پوسته ی زمین به طور عرضی به صورت صدها قطعه ی شکسته در آمده و سلسله کوه هایی موازی را به وجود آورده اند. طول متوسط هر قطعه در حدود 80 کیلومتر می‌باشد.

رشته‌کوه، گروه یا زنجیره ای از کوه ها است که نزدیک یکدیگرند و توسط زمین‌های کم ارتفاع احاطه شده اند. یک رشته کوه معمولاً به وسیله رودخانه ها و گذرگاه ها از رشته کوه های دیگر جدا می شود. زمین‌های یک رشته‌کوه ممکن است پیشینه ی زمین‌شناختی متفاوتی داشته باشند. در بیشتر موارد رشته‌کوه‌ها در جهت طولی کشیده شده‌اند و در اثر عوامل زمین‌شناسی مانند حرکت قاره‌ها و فشار دو صفحه به همدیگر، پدید آمده‌اند.

کوه های ایران

کوه‌های ایران نتیجه ی حرکت‌های کوه‌زایی دوره ی سوم زمین شناسی است و عامل تشکیل آن دو عامل فشار صفحه ی عربستان به صفحه ی اوراسیایی و آتشفشان که موجب پیدایش چشمه های آب معدنی شده اند، می باشد. این تغییرات در طول سایر دوران زمین شناسی نیز ادامه داشته اند و فرسایش به وسیله آب‌های روان مهم‌ترین عامل خارجی تغییر شکل ناهمواری‌ها بوده است.

کوه‌های ایران در حدود 54 درصد از مساحت کشور را پوشانده‌اند. این کوه‌ها، ایران را به سرزمینی کوهستانی با میانگین ارتفاعی 1200 متر از سطح دریا تبدیل کرده‌اند. (کتاب کوه‌های ایران -نشر چشمه- قدرت کسراییان)

چهار رشته ی اصلی کوه‌های ایران، به کوه‌های شمالی، کوه‌های زاگرس، کوه‌های مرکزی و کوه‌های باختری تقسیم می شوند.

رشته ی شمالی یا البرز که طول آن بالغ بر به 950 کیلومتر است و مساحتی معادل 51500 کیلومتر مربع یا حدود سه درصد مساحت کشور را زیر پوشش قرار داده است، بخشی از چین خوردگی های بزرگ آلپ و هیمالیا است. این رشته از استان اردبیل شروع شده و رو به شرق از جنوب دریای خزر می گذرد و در شمال خراسان به کوه های شرقی ایران می پیوندد.

کوهای شمالی از کوه‌های آرارات در ترکیه شروع شده، به ترتیب با کوه‌های علمدار، سهند، سبلان، کوه‌های طالش، کوه‌های قافلانکوه در آذربایجان، رشته کوه‌های البرز در شمال استان تهران و قسمت جنوبی استان‌های گیلان و مازندران، کوه‌های آلاداغ، بینالود، هزار مسجد و قره داغ در خراسان ادامه یافته، در کشور افغانستان به کوه‌های هند و کش می‌پیوندد. بلندترین نقطه ی این کوه‌ها قله دماوند با 5671 متر ارتفاع است که مرتفع-ترین نقطه ی ایران نیز به حساب می آید.

رشته کوه‌های غربی که عظیم ترین و طولانی ترین رشته کوه های ایران است، از استان آذربایجان غربی آغاز می گردد و پس از عبور از استان های کردستان، همدان، کرمانشاه، ایلام، لرستان، خوزستان، چهارمحال و بختیاری، کهگیلویه و بویراحمد، بوشهر و فارس و هرمزگان تا شمال تنگه هرمز ادامه می یابد و به رشته کوه های مرکزی ایران و رشته ارتفاعات مکران می پیوندد. رشته کوه های زاگرس با درازای حدود 1400 کیلومتر و عرض بین 100 تا 300 کیلومتر، مساحتی معادل 323000 کیلومتر مربع یا 20 درصد مساحت کشور را در بر گرفته است. 

رشته ی زاگرس که سراسر غرب، جنوب غرب و قسمتی از جنوب کشور را در بر می گیرد، از کوه های آرارات شروع شده و از سمت شمال غربی به جنوب شرقی کشیده شده‌است و کوه‌های ساری داش، چهل چشمه، پنچه علی، الوند، کوه‌های بختیاری، پیشکوه و پشتکوه، قالیکوه، اشترانکوه و زردکوه را شامل می‌شود. بلندترین قله ی رشته کوه های زاگرس، کوه دینار یا دنا به ارتفاع 4409 متر است.

رشته کوه های مرکزی ایران در امتداد قطر بزرگ ایران یعنی از شمال غربی به سوی جنوب شرقی کشیده شده و استان آذربایجان شرقی را به کوه های سیستان و بلوچستان متصل می کنند. طول رشته کوه های مرکزی 1460 کیلومتر و عرض آن به طور متوسط 80 کیلومتر است و مساحتی برابر 143000 کیلومتر مربع را شامل می¬شوند. کوه هزار با بلندی 4465 متر مرتفع-ترین کوه این رشته به شمار می آید.

کوه های شرقی ایران، با جهت شمالی_جنوبی رشته کوه های ناپیوسته ای هستند که از شمال خراسان آغاز می شوند و در جنوب تا استان سیستان و بلوچستان و کوه های مکران ادامه می یابند. کوه تفتان با ارتفاع 3941 متر بلندترین کوه این رشته محسوب می شود. این کوه تنها آتشفشان فعال کشور است و گازهای گوگرد منتشر شده در دهانه ی آن موجب می شود دود سفید رنگی در بالای قله دیده شود. 

کوه‌های مرکزی و شرقی شامل کوه‌های کرکس، شیرکوه، کوه ‌بنان، جبال بارز، هزار، بزمان و تفتان هستند. (دایره المعارف جغرافیای ایران- عباس جعفری)

کوه ها در فرهنگ

کوه ها محل پیوند میان آسمان و زمین هستند. کوه ها سرچشمه ی نخستین آب ها و در نتیجه، موجب حاصلخیزی به شمار می‌آیند. در میان اغلب فرهنگ ها، کوه ها محل جاودان ها  و در جهان باستان کوه های مقدس بسیاری، وجود داشته اند که جایگاه خدایان بوده اند. بر اساس باور گذشتگان، کوه های مقدس مرکز زمین و محل عبور محور سراسر کیهان بوده اند. 

کوه، یکی از موضوعات مردم پسند در نقاشی‌های روی سفال و نقاشی‌های لاک اندود بر جای مانده از پیشینیان است. کوه، محل عزلت عارفان و ارتباط با خدایگان و دروازه ی بهشت بوده است. (فرهنگ نگاره‌ای نمادها در هنر شرق و غرب/جیمز هال/برگردان رقیه بهزادی/فرهنگ معاصر)

در ادبیات فارسی کوه ها نشانه ی استقامت و در طول تاریخ مخفی¬گاه و مأمن مبارزان و آزادیخواهان بوده است. بر اساس افسانه¬های ایران، آرش کمانگیر از کوه دماوند بالارفت تا با پرتاب تیر، مرز ایران و توران را مشخص سازد. همچنین در شاهنامه ی فردوسی، فریدون در کوه دماوند ضحاک، پادشاه ستمگر افسانه ای ایران را به بند می کشد. در کتاب خیاو، نوشته ی غلامحسین زاهدی آمده است که برخی کوه سبلان را محل بعثت پیامبر ایران، زرتشت، می دانند. صنیع‌الدوله در کتاب مرآت‌البلدان در مورد تخت سلیمان می نویسد: «مشهور است که حضرت سلیمان بالای این کوه آمده است.»

قصیده ی زیبای ملک الشعرای بهار در وصف دماوند و منظومه ی مشهور شهریار به نام حیدر بابایه سلام، خطاب به کوه محل تولد شاعر به زبان ترکی نمونه هایی هستند که نشانگر توجه شاعران معاصر به کوه ها هستند.

کویرهای ایران

حدود یک چهارم کشور ایران را مناطق کویری تشکیل می دهند. این مناطق در حد فاصل میان رشته کوه های شمالی یا البرز و رشته مرکزی و کوه های خاوری قرار گرفته ند. معروف ترین کویرهای ایران دشت لوت و دشت کویر است که مساحتی بیش از 360 هزار کیلومتر مربع را فراگرفته اند. 

مناطق کویری در ایران به دسته های، کویر مرکزی،‌ کویر کوچک،‌ کویر ریگ جن و کویر لوت تقسیم می شوند.

دشت لوت

در نوشته‌ های جغرافیایی از دشت لوت به ‌نام های چاله ی لوت و یا  دشت لوت و در نزد عوام به ‌دلیل برخی مشابهت ‌ها با دشت کویر اغلب به ‌نام کویر لوت نام برده می ‌شود. 

بیابان لوت محدوده‌ ای است بین استان‌ های خراسان جنوبی، سیستان و بلوچستان و کرمان. این بیابان بین دو گسل نهبندان در شرق و نای بند در غرب قرار دارد. طول آن از شمال به جنوب حدود 900 کیلومتر و غرب به شرق حدود 300 کیلومتر است. وسعت حوضه ی آبگیر دشت لوت، حدود 175 هزار کیلومتر مربع است که حدود یک دهم مساحت کشور را شامل می شود. 

فرضیه ی قطب گرمایی زمین در لوت ابتدا در سال 1952 توسط پروفسور استراتیل استاد دانشگاه وین در اتریش مطرح شد. وی پس از بررسی های هوایی، غرب نصرت آباد واقع در ریگ یلان را به عنوان گرمترین نقطه زمین مطرح کرد. درسال های بعد تئودور مونو همان مکان را به عنوان قطب گرمایی زمین تایید کرد. با استناد به نقشه ثبت شده ناسا بالاترین دمای ثبت شده در کره زمین 70.3 درجه سانتیگراد در سال 2003 در منطقه ریگ یلان در شرق لوت به ثبت رسیده است. این دما هرگز در لوت تکرار نشد ولی بعد از این سال منطقه ریگ یلان تا سال 2009 بالاترین دمای هر سال زمین را به خود اختصاص داد. 

 

دشت لوت به ‌صورت بیابان وسیع ماسه ‌ای و ریگی است. در دشت لوت حوضه‌ های محلی متعددی وجود دارد که هرکدام دسته ‌ای از رواناب‌ های سطحی اطراف را دریافت می‌ کنند. در دشت لوت پهنه‌ های کویری در داخل یا حاشیه‌ این حوضه‌ ها و یا در قسمتی از مسیر جریان ‌های فصلی و موقتی پدید آمده ‌اند. به‌طور کلی وسعت کویر در دشت لوت نسبت به زمین ‌های ماسه ‌ای و ریگی چندان زیاد نیست. از این نظر دشت لوت درست در مقابل دشت کویر قرار دارد که بیشتر وسعت آن را کویر پوشش داده است. بنابراین همان ‌طور که محققان جغرافیا در نوشته ‌های خود به کرات تاکید کرده‌اند، اطلاق کویر لوت بر این منطقه صحیح نبوده و باید از آن به عنوان دشت لوت یا بیابان لوت نام برد. (علایی طالقانی، محمود. ژئومورفولوژی ایران. نشر قومس، ۱۳۸۶)

در پای کوه‌ های مشرف به کویر لوت، آثاری از سکونت انسان از هزاره چهارم پیش از میلاد مسیح مشاهده شده‌است.(شهداد و جغرافیای تاریخی دشت لوت ، نگارش دکتر احمد مستوفی، نشریه شماره ۸ گزارش‌های جغرافیایی ، دیماه 1351)

 

در مورد نام گذاری این دشت اتفاق نظر وجود ندارد. در شرح محمد ابن ابراهیم از فرار حشم غزها از کرمان به نام «لوط» اشاره شده که آن هم نامی بوده است که به شهر خیالی کلوت ها اطلاق می گردیده است. می توان نتیجه گرفت که در زمان های گذشته تمام بیابان لوت کنونی، نام لوت نداشته و تنها  بخشی از منطقه کلوت ها، «لوط» نامیده می شده است.

«سر پرسی سایکس»  بدون ذکر منبعی اشاره کرده است که لوت مشتق از نام لوط پیامبر (ع) برادرزاده حضرت ابراهیم نبی (ع) است. توصیفی که از سرزمین قوم لوط در تورات و قرآن آمده است بسیار شبیه به بیابان لوت است که پس از نفرین حضرت لوط به سرزمین خشک و بایر تبدیل شده است.

از سویی کلمه ی لوت در زبان ترکی به معنی برهنه و فاقد هر چیز، است.

جاذبه ها

- کلوت ها: کلوت ها (کلوت اصطلاح محلی است) به خندق‌های بسیار عظیم که حاصل فرسایش آبی و بادی است گفته می شوند. منطقه ی کلوت ها از دور به خرابه‌های شهری بزرگ می‌ماند و از آن به عنوان شهر کلوخی یاد می شود.

- هرم های ماسه ای مرتفع: درلوت ارتفاع برخی هرم‌ها گاه به ۴۸۰ مترمی‌رسد.

- مخروط های آتشفشان: ۴۰ مخروط آتشفشان کواترنر در سطح دشت لوت وجود دارد.

- کویر پا شتری: سطح این نوع زمین‌ها این طور به ‌نظر می‌رسد که پس از بارندگی زیاد خیس شده و تعدادی شتر روی آن راه رفته‌اند.

- هامادا (Hammada): دشت‌هایی از ریگ، شن و پوشیده از خاک‌های ریگی که فاقدگیاه است.

- پهنه‌هایی به شکل چند ضلعی‌های متعدد که حاصل قشر نمکی ضخیم و تبخیر شدید سطح زمین است.

- پهنه‌های وسیع ماسه و ریگ با طیف رنگی قهوه‌ای روشن تا خاکستری و سیاه نظیر «گدارباروت»

- دشت‌هایی از گدازه‌های بازالتی چاله چاله نظیر «گندم بریان»

پوشش گیاهی

در حدود ۲۰ کیلومتری شهداد، درختان و درختچه های گز در گلدان‌ های بیابانی لوت جای گرفته ‌اند که به آن نبکا یا تل‌های گیاهی گفته می‌ شود.

زمین ‌های بین نبکاها (Nebka) پوشیده از ماسه ‌است و نبکاها عموماً در سطح همواری که میزان ماسه ی آن متوسط و سطح آب زیر زمین بالا بوده و یا رطوبت موجود کافی برای حیات پوشش گیاهی باشد ظاهر می ‌شوند. عناصر تشکیل دهنده ی نبکا شامل ماسه – لای، رس و سلت است.

نبکاهای چندین ساله و دائمی در تغییر سطح سفره آب زیر زمینی، هرزآب ها، تبخیر، تعرق و کنترل رسوبات بادی در منطقه نقش اساسی دارند.

ربدوها (Rebdou) با ابعاد بزرگ‌تری از نبکاها متمایز می‌شوند. طول آنها به ۲ تا ۷ متر و عرضشان به ۱ تا ۵ متر می‌رسد. غیر از ابعاد، شکل ربدوها نیز پیچیده تر از نبکاها است. و گاهی چند مخروط را نشان می‌دهد که کنار هم قرار گرفته‌اند. مرتفع‌ترین ربدوها در لوت غربی دیده می‌شود که گاه ارتفاع آنها به ۱۲ متر می‌رسد.

 

دشت کویر

کویر مرکزی که به نام های چاله ی کویر، دشت کویر و کویر نمک هم شناخته می شود در مرکز فلات ایران قرار گرفته است. این کویر از شمال به دامنه های البرز مرکزی و شرقی و از غرب به جاده ارتباطی دامغان به جندق و کویر ریگجن، ازشرق به کوه های پیرحاجات و ازبک کوه و از جنوب به محور ارتباطی خور- طبس محدود می شود.

طول آن 800 کیلومتر و عرض آن در حدود 600 کیلومتر می باشد. قسمت عمده ی آن را باتلاق های وسیع فرا گرفته اند و در حاشیه پوشیده از تپه های ماسه ای و ارتفاعات پراکنده است. و پوشش گیاهی آن عمدتا ًهالوفیت است. این بیابان یکی ازقطب‌های حرارتی زمین محسوب می‌شود. دمای آن در تابستان به ۵۰ درجه می‌رسد وگاهی اختلاف دمای بین روز و شب به ۷۰ درجه سانتیگراد می‌رسد.

پارک ملی کویر، پارک ملی خارتوران، کویر بجستان، کویر حاج علیقلی (دامغان)، کویر مسیله، بیابان مرنجاب، بیابان بندریگ در این منطقه واقع شده اند و نام آن از کویرهای گسترده واقع در آن گرفته شده‌است.

دقیقاً مشخص نیست که کلمه کویر از چه زمانی وارد زبان پارسی شده است. بعضی معتقدند که کلمه کویر ریشه ای از کلمه کبیر عربی به معنای بزرگ دارد و دشت کویر به معنای دشتی بزرگ و پهناور است. از دیگر کلماتی که می تواند ریشه اصلی کلمه کویر باشد می توان به گور یا کور اشاره کرد. از آنجایی که این منطقه در زمان های گذشته دارای گله های گور خر بوده است و کور درزبان ساسانی به معنای ساده است میتوان به این نتیجه رسید که کویر از ریشه ساسانی کلمه کور گرفته شده است.

همچنین کپه یا کفه در پارسی پهلوی به معنی فنجان یا کاسه بوده است و از آن جا که کویر مانند کاسه ای محصور به کوه های اطراف بوده می تواند وجه تسمیه کویر باشد. از دیگر کلمات  می توان به کفره اشاره کرد که ریشه ی عربی دارد و کماکان در صحرای آفریقا به کویر های آن اتلاق می شود.

زمین شناسان معتقدند که این کویر درزمان های گذشته دریای کم عمقی به نام تیس بوده است که در مرور زمان وبه علت گرمی هوا خشک شده است. وجود رسوبات لایه ای در این کویر فرضیه فوق را براحتی اثبات می کند.

قسمت عمده این کویر پوشیده از باتلاق و در حواشی شرقی پوشیده از تل ماسه ها و یا تپه های شنی می باشد. در قسمت های غربی، این کویر پوشیده از خاک های رسی پف کرده عاری از پوشش گیاهی می باشد. 

در روزگاران گذشته جاده کاروان گذری از طرود به عروسان وجود داشته که به مرور زمان اهمیت خود را از دست داده است. عدم وجود پوشش گیاهی در عمده پهنه این کویر و وجود زمین های پست باعث شده که کوچکترین بارش سبب ایجاد باتلاق های مهیبی در این کویر گردد. ازاین رو عبور ازاین کویر بدون مطالعات لازم و بررسی دقیق ماه های بارش مخاطره آمیز است.

دیگر محور ارتباطی که در زمان های گذشته کاروانیان از آن استفاده میکرده اند محور حلوان به عروسان بوده است که حتی در آن زمان نیز به ندرت و در مواقع ضرورت مورد استفاده قرارمیگرفته.

میزان دمای هوا در گرمترین زمان در روز (ماه تیر) به حدود 60 درجه و درشب در حدود 25 تا 30 درجه می باشد. این اختلاف فاحش دما باعث خرد شدن کامل سنگ ها می شود. در فصول سرما میزان دما در روز در حدود 13 تا 17 درجه و در شب در حدود 0 تا 7- می باشد . میانگین بارندگی در این کویر در حدود 2 تا 5 میلیمتر در سال می باشد.

درمناطق پست کویر نمک کوه‌هاى منفردى وجود دارد که در اثر حرکات تکتونیکى ارتفاع پیداکرده و چون جنس سختى دارند در مقابل فرسایش مقاومت بیشترى نشان مى‌دهند.

ازنظر ساختمانى کویر نمک با کویر لوت تفاوت بسیار دارد چه چاله لوت حفره‌اى است که در اثر شکستگى طبقات زمین احداث شده در حالى ‌که کویر نمک یک چاله ی بزرگ زمین‌شناسى مى‌باشد. عمده پهنه ی کویر دارای رسوبات نمکی فراوان می باشد که عمده ی رسوبات و مواد فرسایشی آن از دامنه های فرسایش یافته البرز شکل گرفته است.

قسمت اعظم مرکز کویر نمک پوشیده از خاک های رسی نمکی می باشد که در اثر بارش های پراکنده سطحی بسیار سخت و نامنظم شده اند. در قسمت های جنوب و مرکزی کویر، دریاچه های نمکی قابل مشاهده هستند. 

جاذبه ها

- آب انبارها: از آب انبارهای پراکنده موجود در مسیرهای عبوری از عرض کویر می توان به عنوان آثار باستانی موجود در این کویر اشاره کرد. از این میان می توان به آب انبارهای سر کویر، میانه و دولاشی در مسیر ارتباطی معلمان به جندق اشاره کرد. 

- ناحیه ی بیابانک: همچنین ناحیه ی بیابانک که ناحیه ای قدیمی در حاشیه ی جنوبی دشت کویر بوده و در گذشته بر سر راه نایین به نیشابور قرار داشته است و نشانه هایی از مسکونی بودن این منطقه پیش از اسلام وجود دارد. از جمله می توان به آتشکده ای درحاشیه ی روستای مهرجان اشاره کرد. همچنین، 

- شهر جندق: این منطقه به زندان و تبعیدگاه انوشیروان دادگر معروف بوده است و گنبدی قدیمی به نام هشت درب متعلق به دوره ی ساسانیان در آن وجود دارد.

- ستون های آجری: در دوره صفویه، شاه عباس در راه عزیمت خود به شهر مشهد از این منطقه، به شن های روان برخورد و دستور داد تا برای راهنمایی مسافران ستون های آجری در ریگزار برپا کنند. این ستون ها همچنان در قسمت هایی از کویر مرکزی و در مسیر روستای عروسان سرپا هستند. همچنین به دستور وی به منظور آسایش زوار مشهد رضوی، مزرعه ای احداث کردند که به مزرعه ی عباس آباد معروف است. 

 

پوشش گیاهی و جانوری

در قسمت های مرکزی کویر مرکزی هیچ گونه چشمه ی آب تلخ و یا شیرینی وجود ندارد.  به همین دلیل و در نتیجه نبود پوشش گیاهی، این منطقه فاقد پوشش جانوری مقیم است. در حاشیه ی جنوبی کویر و در مرز بیابان پوشش جانوری شامل خرگوش، گربه شنی، روباه شنی، جبیر، جرد، سارگپه، شاهین، مگس گیر، چک کاکلی، تیر مار، شتر مار، مار جعفری، آگامای سروزغی، دم سیاه و عربی و انواع عقرب شامل عقرب طلایی، سیاه و جرار و در ارتفاعات کل، بز و جبیر قابل مشاهده است.